أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )

180

الفتوح ( فارسي )

( 1 ) اين سخنها بگفت . پس ، او را غشى گرفت و شب در آمد مردمان از نزديك او دلتنگ بيرون شدند . بعد از زمانى به هوش آمد و كنيزكى بر بالين او حاضر بود گفت : از شب چند مانده ؟ گفت : ساعتى مانده است . پس ، گفت : بار خدايا ، تو دانسته‌اى كه معاذ دنيا را دوست نداشته است . در نمازها رنج كشيدن و در روزها تشنه بودن و در حلقه‌هاى ذكر خداى نشستن ، از جان دوست‌تر داشته‌ام . اكنون آمرزش گناهان از تو مىخواهم و بهبودى دنيا و دين از تو مىطلبم . [ 176 ] مردى از ياران او گفت : اى ابو عبد الرحمان ، ما را وصيتى كن كه آن را از تو فرا گيريم و كار بنديم تا در دنيا و دين مانند تو مردى با دين و ديانت مانيم . گفت : مرا برنشانيد . او را برنشاندند و مردى از پس پشت او بنشست و او را تكيه مىداشت . معاذ گفت : سوگند مىخورم به خداى - و اين ساعت نيست كه سوگند دروغ توان خورد - كه من شنيده‌ام از رسول خدا ( ص ) كه فرمود : هر آن بندهء مؤمن كه به وقت رفتن از دنيا بگويد : أشهد أن لا إله إلّا اللّه و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله و بر زفان راند كه روز قيامت حق است و برانگيختن مرد [ ه ] ها از گورها حق است ، خداى تعالى او را در بهشت در آورد و تن او را بر دوزخ حرام گرداند . عبد الرحمان بن غنم الثمانى [ 177 ] ( 192 ) حاضر بود ، گفت : اى معاذ ، وصيّت بر اين بيفزاى . [ 65 الف ] . معاذ گفت : اى برادر ، بر شما باد كه علم آموزيد و در طلب [ و ] تحصيل علم مبالغت نماييد ، و چون علم آموختيد به ديگران آموزيد كه طلب علم عبادت است و تعليم علم موجب رحمت و مغفرت . از علم سخن گفتن و دقايق آن با يك ديگر معلوم كردن عين تسبيح است . علم

--> [ ( 176 ) ] ل . م : « بار خدايا . . . مىطلبم » حذف شده است . [ ( 177 ) ] ت : عبد الرحمان اعثم . . .